مهدی رستمی تبار یکی از هنرمندان دارای ذوق و قریحه ی بانه وره است. ایشان به سرودن شعر اهتمام دارند و با وجود آنکه چند سالی است که با بیماری دست و پنجه نرم می کند اما از احساسات نکته بینانه و ظریفش چیزی کاسته نشده است.

  • گذر زندگی خود را در ادوار مختلف و چگونگی آغاز علاقه مندی به شعر و شاعری را بیان نمایید

     به ناوی تاقه هەواڵ‌                       که دەبەخشێ زەوق و حاڵ

بۆ گەیشتن به کەماڵ                          بینینی تیشکی جەماڵ

یا ره بی گوڵاڵەی سەر دڵانی تۆ              ویردی سەر زمانی تو

سوری سەر لێوانی تۆ                         عیشقی نێو چاوانی تۆ

من مهدی رستمی تبار متولد دروله سفلی روستایی نزدیک به مرز عراق هستم و به طبق نوشته شناسنامه تولدم در  ۱۳۵۱ شمسی است. آشنا بودن هر کسی از ما به ادبیات کردی به سبب لالایی ها و صحبت های مادرانه که معمولا همه دارای قافیه و ردیف هم هستند از همان آغاز تولد است.  دوران طفولیت را مانند دیگران  گذارانده ام اما آغاز زندگی ما همراه با شروع جنگ مابین ایران و  عراق بود و سال ۱۳۵۹ نتوانستیم به مناطق قشلاقی خود برگردیم. دوران تحصیلات را در باینگان, قشلاق, پاوه, جوانرود و کرمانشاه گذراندم و در همان جا دوران تربیت معلم را شروع کردم.

به دلیل وجود حانواده ای مذهبی و وجود میراث و تعلیمات کسانی چون ملامحمد رشید و خلیفه عمر و ملامحمد خسروی و نیز وجود کتابها و نوارهای کاست مختلف در خانه با اشعار کردی آشنا شدیم. سال ۱۳۶۷ به سبب حوادث زیادی چون  تحصیلات دور از خانه در کرمانشاه, ورود تلویزیون به خانواده جنگ  زده ما و  …. برای من سال سرنوشت سازی بود در همان سال هم اولین شعر خود رانوشتم. حال که به شعرهای ابتدایی ام می نگرم اشتباهاتم مرا به خنده وا میدارد

استعداد شعر گفتن خدادادی است اما پرورش آن به خود ما بستگی دارد و در قران نیز آمده که الشُعَراءُ یتَّبِعُهُم الغاوُونَ شعرها  دارای اشتباهات بسیارند و می باید پالایش آن بسته بە اصول دینی باشد تا بلکه شامل ما بقی آیه (الا الذین امنو) شود. شعر گفتن به زمان و جو خاصی نیاز دارد بارها شده که ساعتها نشسته ام و کلمه ای را هم نتوانسته ام بنویسم ولی بعضی اوقات نه چون سیلاب بلکه چون نسیمی بسیار ملایم از اعماق وجود شروع به وزیدن می کند. اوقاتی چون تنهایی و اوقاتی که مملو از خیال ها و تفکراتی چون تفکر قومی و دینی و یا هنگام سفر باشد.

 

  • درباره کتابی که در دست چاپ دارید بگویید.

همانگونه که گفتم اشعار به پالایش نیاز دارند در ابتدا اشعار زیادی را در احوال گوناگون روحی خود سروده بودم. در عملی اشتباه تمامی اشعار خود را برای چاپ فرستادم مسلما چاپ نشد. حال که فکر می کنم اگر من هم بودم چاپ نمی کردم  چون قسمتهایی که به کار اجتماع نمی آید را حذف نکرده بودم. هم اکنون همه ی شعر ها را پالایش و مرتب کردم  و منتظر فرصت هستم که به اذن خدا به چاپ برسانم.

 

  • منبع الهام و شعر و شاعر مورد علاقه شما چیست

هر شاعری که مشغول به فرهنگ و ادب کردی است را قدردان هستم و حتی تفکری را که بعضا شعرایی را که شعرهای غیر متعارف دینی دارند را مذموم می دانند نمی پسندم . مگر تمام افرادی که مشغول ادبیات عرب هستند مسلمانند. اصولا افرادی که در راه مردم خود می کوشند قابل احترامند همانند نلسون ماندلا که به سبب کوشش هایش برای ما مسلمانان نیز قابل احترام است.

 

  • طبیعت این منطقه زبان زد است و در احساسات شاعرانش تاثیر زیادی داشته است درباره شما چگونه بوده است.

همان طور که گفتم به احوال درونی بستگی دارد. یاد دارم در کرمانشاه در ایام پایان هفته که معمولا تنها بودیم شبی از خواب بیدار شدم و مصرعی  را که به ذهنم رسیده بود برای فراموش نشدن خواستم بنویسم که یازده بیت را به صورت غزل و سریع سرودم, یا شبی در بیمارستان که پیرزنی را در بستر بیماری و تنها را دیدم سبب سرودن  شعری برای من شد.

 

  • تخلص شما خاڵۆی رێبوار است درباره آن توضیح دهید.

بعضی از افراد می گویند که تخلص شان در خواب و در احوال خاص به صورت غیر ارادی انتخاب شده است. اما من خاڵۆی رێبوار را که کلمه ای کردی است به سبب معنی مسافر  برای خود انتخاب نموده ام. مسافری که موقتا در این مکان و زمان است.

 

  • بدترین و بهترین اتفاقات زندگی شما چه بوده است.

خداوند گر ز حکمت ببندد دری                             ز رحمت گشاید در دیگری

اگر با این دید به مسائل بنگرید اتفاقات زندگی برای شما بی بهره و بی هوده نیست. این لازمه ی زندگی است که درای اتفاقات بسیاری باشد که سبب ناراحتی و خوشحالی شما می شوند.

 

  • زیبا ترین فعلی که تابحال دیده اید را بیان بفرمایید.

بعضا تاثیری که سخن کودکی یا پیرزنی بر شما می گذارد از تاثیر بسیاری از کتابها زیاد تر است.

 

  • در پایان اگر امکان دارد شعری را از اشعار خود برایمان بخوانید.

یوسفی کەنعان کاتێ تەنیا بوو                       لە ناوی چاڵا گیرۆدەی چا بوو

ویردی زمانی ناوی خوا بوو                           بۆیە بە پاکی نیشتەجێی شا بوو

پارێزگەری ئەو ناوی خوا بوو

یونس پیغەمبەر لە ناوی ماسی                       وەختێ توشی بوو دەری بێ کەسی

ناوی خوا بوو گرتی وا دەسی                         وا نەجاتی بوو لەوێ بەراسی

ئه گینا یونس دیلی سەرما بوو

خۆشەویستی خوا ئیبراهیمی دین                   بۆ ڕۆڵەی جێماو دڵی بوو خەمگین

ناوی خوا بوو هاوسەفەری شین                     بۆیە نەیبری تێخی سەربڕین

تێخەکه گیری ئەمری خوا بوو

نوری چاوەکان پیغەمبەری خوا                      کاتێ دانیشتن لە غاری حیرا

لەو شوێنه جبریل فەرمانی پێ دا                    بڵێ به ناوی خودای بێ هاوتا

به ناوی خوا مروڤ دانا بوو

رێبواری شاعیر به پێنوسی دەست                  کۆڵی هیممەتی به ناوی خوا بەست

پاشا دایەوه وەڵامی ئەلەست                         یاری عەرشەکەم ئەی تاقه مەبەست

دڵم تۆی بینی بۆیە شەیدا بوو