به‌نام خالق هستی‌بخش

نویسنده: چنور میرانی‌زاده

چنور میرانی

باروبندیل‌مان را بسته بودیم راهی ییلاق شدیم. راه سخت و صعبی را طی می‌نمودیم. با همه خطرها و پستی و بلندی‌ها، گوسفند، مرغ، اسب و گاو و گوساله با آدم‌ها با مهربانی با آوازهای قشنگ همدیگر را نوازش می‌کردند. به مقصد رسیدیم شب همه دست‌به‌دست هم در برپاکردن سیاه چادر با هم تلاش می‌کنیم، تاریکی شب نوای استراحت بعد از خستگی را جاری می‌کند، آن‌قدر خسته که با صدای هی‌هی چوپان که روز بعد گله را راهی کوهستان می‌کند بیدار می‌شویم، مَشک به دار و آماده بهم زدن، پدر و مادر به تلاش مضاعف مشغولند، آفتاب پر می‌کشد، جار زده می‌شود که چادر مدرسه‌های عشایر را برپا کنید با عشق و علاقه وافر و خواهش از پدر خود را (در سن ۱۰ سالگی) محتاج آموزش می‌بینم و بعد از مدت‌ها خواهش از پدر و مادر نهایاً اجازه درس خواندن می‌گیریم، درِ بهشت به رویم گشوده شده، باید تلاش کنم تا مورد حمایت معلم قرار گیرم این کار را به نحو احسن انجام می‌دهم، نمرات عالی نظر معلم را جلب می‌کند تا مقطع راهنمایی درس را با نمرات عالی به پایان رساندم خانواده را راضی کردم که دبیرستان را به شهر بروم که در شهرستان درسم را ادامه دهم و با وساطت اهل قلم به نتیجه می‌رسم.

چهار سال متوالی در مدرسه شبانه‌روزی به پایان رساندم. هم‌زمان علاقه به داستان‌نویسی و نمایش و سناریونویسی مرا به سمت هنر می کشاند با اربابان هنر شهر تماس می‌گیرم و نوشته‌های خود را به آنان نشان می‌دهم، مورد تشویق قرار می‌گیرم راه و رسم نگارش را به من تذکر می‌دهند آشنایی با اربابان هنر و دعوت به مطالعه و کارگردانی دریچه تازه‌ای را به زندگی‌ام می‌گشاید اولین کار را با آقای صفیعی مسئول انجمن نمایش پاوه شروع و کار بعدی را آقای ابراهیم سعدالهی مرور می‌نمایم سرانجام با مطالعه کار سینمایی و کارگردانی تئاتر و فیلم را شروع کردم.

چنور میرانی زاده

چنور میرانی زاده – عکاس: ؟

در فیلم «به وسعت تاریخ» و «جیک جیک زندگی» و کارگردانی تئاتر «غم سنگین غربت تو» استعداد خود را به نمایش گذاشتم موفقیت‌هایی به‌دست آوردم علی‌رغم میل سنتی خانواده و جامعه به حرکتی نو دست زدم که مسئول انجمن پاوه دستم را گرفتم و برای ساختن و کارگردانی فیلم  به مدت ۱۷ سال حسابدار دفترشان بودم و توانستم هزینه کارهای هنری‌ام را خودم پرداخت نمایم.

پس از فیلم‌های کردی «چیرۆکی ئاگر» و «عبور از غبار» آهنگ ساخت فیلم را نمودم و فیلم سینمایی «آشنایی» آن روزها دری از علاقه‌ هنری‌ام را گشود سرانجام با تلاش بی‌وقفه و علاقه‌ای وافر به هر دری زدم تا بتوانم به طور رسمی و با پشتیبانی دوایر ذیربط کارهایم را به مقصد برسانم که در این راستا با معرفی سه سناریو به صداوسیمای استان کرمانشاه امکان همکاری با این سازمان را شروع کردم. کارهایم مورد توجه اداره تولید قرار گرفته و آن را تأیید نمودند که تا این تاریخ در لیست انتظار این واحد بزرگ فرهنگی هستم که امیدوارم با گره‌گشایی مسیر پرپیچ و خم این دایره بتوانم هرچه زودتر به ساخت فیلم سینمایی «گمشده» که از آرزوهایم است برسم. هم‌اکنون لطف بزرگی که اداره کل ارشاد در حق هنرمندان انجام داده بیمه نمودن آنان است و بنده جزء این بیمه‌شدگان هستم.

باشد که خانمی با مدرک کارشناسی فرش و کارشناسی حسابداری و کل اوراق هنری غبارگرفته در راستای کارگردانی، نویسندگی، بازیگری فریاد کمک را سرمی‌دهد شایان این همه متظر ماندن است تا بتواند عرق هنری خود را در طبق اخلاص به مردم خویش تقدیم نماید.

اما نعمت بزرگی که خدا به من هدیه نموده همسری مهربان، همراه، همدم و باشعورم نه تنها مخالف کار هنری‌ام نیست بلکه اکثر اوقات فراغت خود را به پشتیبانی من پرداخته و با وجود او می‌توانم موفق شوم از ایشان تقدیر و تشکر می‌نمایم تا شکرانه وجودش باشد.