◀️ کوهکن را مرگ نیست، همچو فرهاد ▶️
نویسنده : سلمان زند — خبرنگار همشهری استان‌ها
یادداشتی در معرفی و ستایش خالو حسین کوهکن (فرهاد کوهکن ثانی)

■ مگر فرهاد با مرگش، مُرد که حال کوهکن زمان ما بمیرد. آن هم با میراثی که از او مانده است: «خانه سنگی خالو حسین» اثر حیرت‌انگیزی که در دل کوه‌های سخت اورامانات از خود به جای گذاشته است.

■ تصورش هم ساده نیست، اینکه مردی با یک پا عصاها را زیر بغل زده و تیشه‌ای برداشته تا کوه را و سنگ را بتراشد؛ تنها. بدون هیچ همدم و هم‌سخنی. یاریگر که هیچ؛ اگر بود که ناچار نبود سنگ را بتراشد به امید خانه‌شدن. مسکن شدن؛ محل سکونت!

■ خالوحسین نخستین مستأجری نبود که صاحب خانه بیرونش کرد، آخرینش هم نیست. نخستین کسی هم نیست که ۴ نفر از خانواده‌اش یعنی همسر و ۳ پسرش را یکباره از دست داده است. زندگی بر او سخت گرفت، اما خدا به او صبر و اراده‌ای داد که بتواند سنگ را نرم کند.

■ قصدش در آغاز ساختن عبادتگاهی کوچک بود. این را که می‌شنویم یاد قدیس‌ها‌یی می‌افتیم که می‌دا‌نیم و میشناسیم. با یک تفاوت بزرگ؛ آنها عبادتگاه‌شان آماده بود، اما خالو‌حسین آن را ساخت.

■ نه قرار نیست این شکل زندگی دوباره تکرار شود و امیدواریم که نشود اما اینگونه اراده را مهار کردن، سنگ را و کوه را مسخر خویش ساختن، اینکه به‌خود تکیه کنی حتی اگر یک پا نداری. این است که خالو‌حسین را برجسته می‌کند.

■ ظاهرا خاک کرمانشاه کوهکن پرور است یا نه؛ عاشق‌پرور. عاشق و صبور کم ندارد. ۸سال سپر کشور بودن و تحمل‌کردن همه کمبودها این را ثابت کرده است. زندگی خالو‌حسین هم مشتی از همین خروار است. روحش شاد.

✍ نویسنده : سلمان زند — خبرنگار همشهری استان‌ها
✍ ۵ام مرداد ۱۳۹۵

حسین کوهکن - طرحی از سیروس پیرویسی

حسین کوهکن – طرحی از سیروس پیرویسی